السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
35
هدايتگران راه نور ، زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (ع) (فارسى)
عثمان ، به ستيزه برخاست و چون ياران فراوانى به گرد خود جمع كرد ، خويشتن را خليفهء مردم اعلام كرد و سپس پيشتر رفت و گفت : من و فرزندانم پادشاهيم و مردم بندگان ما هستند و پستتر از ما . سلسلهء بنىاميّه بر مردم حكم مىراندند . بنابر اين كه صاحب اختيار آنانند و مردم بايد فرمانبردار آنها باشند و گرنه شمشير و انواع و اقسام قتل و شكنجه در انتظار آنان است . انقلابهايى از سوى مردم در مخالفت آشكار با اوضاع تيرهء زمان صورت پذيرفت و اگر چه تمام آنها به شكست انجاميد ، ريشههاى آنها باقى ماندند تا بار ديگر قوّت بگيرند و مردم را در راه انقلاب هدايت كنند . تقريباً تمامى اين انقلابها به انگيزهء خونخواهى امام حسين عليه السلام فرزند دخت گرامى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، كه براى احياى حقّ ، با باطل به ستيز برخاست و به فجيعترين شكل به شهادت رسيد ، صورت مىگرفت . امّا بنى عبّاس فرقهاى بود كه خود را به عموى پيامبر منتسب مىكرد . اين گروه سوابق غير قابل توجهى در تاريخ مبارزه با سياست حكومت بنىاميّه داشتند ، امّا همين سوابق غير قابل اعتنا ، ويژگى و اعتبارى در ميان مردم مخالف با سياست امويّان براى آنها به ارمغان آورده بود . سال انقلاب فرا رسيد و انقلاب نمايندهء خود را به خراسان يعنى تقريباً آخرين نقطه از ديار اسلام ، جايى كه ياران انقلاب حضور داشتند ، گسيل كرد تا انقلاب را در وقت معين خود ، آشكار سازند .